شنبه 24 شهریور 1386 عمومی ,

منو بگو با هزار امید و آرزو رفتیم باکس نظرات رو باز کردیم دیدیم یه بیکار تر از خودمون پیدا شده اومده تو سایتمون

منو بگو تا الان فکر می کردم خودم کارهای غیر عادی می کنم مثلا همین بیدار موندمون اون هم به خاطر یه مشت آهنگ که تا الان ۴۳ درصد پر شده ( بدبختی تا ۲ ساعت دیگه ادامه داره )

منو بگو فکر می کردم این وقت شب همه بیدارین ...بابا سحر شد . نکنه شما همینطوری روزه می گیرین

دلیل این که دارم برای سومین بار مطلب می نویسم هم اینه که اولا امکان داره تا مهر مطلب دیگه ای ننویسم

بعدشم که خیلی حوصلم سر رفته  ...سایت جالبی هم فعلا ندارم ...بذارین یه خاطره تعریف کنم :

سال ۵۸ بود که من به صورت کاملا داوطلبانه رفتم جنگ .  اونجا بود که فهمیدم به واقع تا الان چه شخصیتی بودم و به روی خودم نمی اوردم . خلاصه ما تیر میزدیم و دشمن خمپاره

چشمتون خمپاره نبینه آقا ... یه خمپاره ای خورد بغل ما که همین ۱ ساعت پیش از بیهوشی دراومدم بعدشم اومدم اینجا ببینم حال شما خوبه یا نه ( این تیکه به تقلید از ظنز چاخونه بود )

البته این مطلب اون خاطره ای که بهتون گفتم نیست اگر خواستین من خاطراتم رو بنویسم

حسین نژاد میگه          یا حق

من میگم:                   یا عدالت

یــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا عدالـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت


نوشته شده در تاریخ شنبه 24 شهریور 1386 و ساعت 03:09 قبل از ظهر توسط گودرز
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

مطالب پیشین

» وبلاگدار شدیم »» برگه!
» خبردار !
» احوال پرسی
» انقدر تو نت می چرخین، یه بارم را کج کنین بیایین اینجا!!!
» سُر سُره بازی یا سربازی...
» سال نو مبارک
» salam
» لبخندبزنیدعزیزان
» زندگی
» سلام بچز
» یه خبر خوب برای دوستای خوب
» ایام محرم الحرام و عاشورای حسینی بر همگان تسلیت باد
» عید سعید غدیر خم بر عاشقان مبارک باد
» عید سعید قربان، عید بندگی خداوند مبارک
» ماه ذیـ حج ـه فرا رسید...

صفحات

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic